کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فسخ-نکردنی | کلماتور
معنی کلمه : فسخ نکردنی
تلفظ بین المللی :
/fˈasx nˈakardˌani/
تلفظ :
[f'asx n'akaRd,ani]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فسخ
فسخ کردن
فسخ ناپذیر
فسخ پذیر
فسخ کردنی
فسخ کننده
فسخ قرارداد
فسخ نکاح
قابل فسخ
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
irrepealable
(صفت)
لغو نکردنی، غیر قابل الغاء، باطل نشدنی، فسخ نکردنی
کلمات مرتبط
فسخ
فسخ کردن
فسخ ناپذیر
فسخ پذیر
فسخ کردنی
فسخ کننده
فسخ قرارداد
فسخ نکاح
قابل فسخ
نظرات