کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فریاد-جو | کلماتور
معانی کلمه : فریاد جو
تلفظ بین المللی :
/fˌariˈɑd dʒˈav/
تلفظ :
[f,aRi'Ad dZ'av]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فراز جو
فرید جواهرکلام
جوکوندو فرا
فریادجو
السیدس دسوزا فاریا جونیور
خوزه فراز المیدا جونیور
فهرست جوایز و نامزدی های سریال فرار از زندان
فریادخوان
فریادخواه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فریادجو. [ ف َرْ ] ( نف مرکب ) آنکه چاره میجوید و دادرس میخواهد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آن که چاره می جوید و دادرس می خواهد .
کلمات مرتبط
فراز جو
فرید جواهرکلام
جوکوندو فرا
فریادجو
السیدس دسوزا فاریا جونیور
خوزه فراز المیدا جونیور
فهرست جوایز و نامزدی های سریال فرار از زندان
فریادخوان
فریادخواه
نظرات