کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فریاد-جستن | کلماتور
معانی کلمه : فریاد جستن
تلفظ بین المللی :
/fˌariˈɑd dʒˈastan/
تلفظ :
[f,aRi'Ad dZ'astan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فریاد
فریاد افتادن
فریاد افکندن
فریاد اوفتادن
فریاد برامدن
فریاد براوردن
فریاد برداشتن
فریاد جو
فریاد خاستن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فریاد جستن. [ ف َرْ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) استغاثه کردن. دادخواستن. تظلم. دادخواهی. ( یادداشت مؤلف ) :
چو بیچاره گشتند و فریاد جستند
بر ایشان ببخشود یزدان کرکر ( ؟ )
دقیقی.
از او فریاد جست و عذرها خواست. ( مجمل التواریخ و القصص ). رجوع به فریاد شود.
فرهنگ فارسی
استغاثه کردن و داد خواستن داد خواهی.
کلمات مرتبط
فریاد
فریاد افتادن
فریاد افکندن
فریاد اوفتادن
فریاد برامدن
فریاد براوردن
فریاد برداشتن
فریاد جو
فریاد خاستن
نظرات