کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فروشاندن | کلماتور
معانی کلمه : فروشاندن
تلفظ بین المللی :
/fˌaruːʃˈɑndan/
تلفظ :
[f,aRu:S'Andan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فروماندن
خشم کسی را فرونشاندن
فرونشاندن خشم و غضب
فروزاندن
فرونشاندن
خر فروماندن
فروفشاندن
روان فشاندن
روز فروشدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فروشاندن. [ ف ُ دَ ] ( مص مرکب ) دور کردن و به یک طرف راندن. ( برهان ). مخفف فرونشاندن. ( آنندراج ). برطرف کردن و برانداختن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پایین نشاندن ۲ - ته نشین کردن ۳ - کم کردن حرارت چیزی ۴ - خاموش کردن ۵ - کم کردن حدت چیزی ۶ - آرام کردن تسکین دادن .
کلمات مرتبط
فروماندن
خشم کسی را فرونشاندن
فرونشاندن خشم و غضب
فروزاندن
فرونشاندن
خر فروماندن
فروفشاندن
روان فشاندن
روز فروشدن
نظرات