کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرسوده-شدن | کلماتور
معنی کلمه : فرسوده شدن
تلفظ بین المللی :
/fˌarsuːdeːʃˈodan/
تلفظ :
[f,aRsu:de:S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فرسوده و از بین رفته شدن
کهنه و فرسوده شدن
فرموده شدن
فرخنده شانه سرخ
فرخنده شانه سفید
فرسوده
فرسوده کردن
فرسوده کردن زمین
فرسوده گشتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
fray (فعل)ترساندن، ساییدن، هراسانیدن، جنگ کردن، فرسوده شدن، فاقدنیرو کردنoutwear (فعل)کهنه شدن، گذراندن، فرسوده شدن، بیشتر دوام کردنirk (فعل)ازردن، رنجاندن، عذاب دادن، بد دانستن، بیزار بودن، فرسوده شدن، بی میل بودن...
کلمات مرتبط
فرسوده و از بین رفته شدن
کهنه و فرسوده شدن
فرموده شدن
فرخنده شانه سرخ
فرخنده شانه سفید
فرسوده
فرسوده کردن
فرسوده کردن زمین
فرسوده گشتن
نظرات