Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرسودنی

تلفظ بین المللی : /fˌarsuːdˈani/ تلفظ :‌ [f,aRsu:d'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • زمین بیش فرسودنی
  • فرسودن
  • فرسودگی
  • فرمودنی
  • جان فرسودن
  • غم فرسودگی
  • فرسدنی
  • علل فرسودگی بتن
  • فرسودگی شغلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

فرسودنی. [ ف َ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه قابل فرسودن باشد. آنچه زود فرسوده شود. ( یادداشت به خط مؤلف ) : تو لشکر بیارای و از بودنی روان را مکن هیچ فرسودنی.فردوسی.سخنگوی جان ، جاودان بودنی است نگیرد تباهی ، نه فرسودنی است.اسدی.نه فرسودنی ساخته ست این فلک رانه آب روان و نه باد وزان را.ناصرخسرو.روی به دانش نه و رنجه مکن دلم به غم این تن فرسودنی.ناصرخسرو.بفرساید همه فرسودنی هاهم او قادر بود بر بودنی ها.ن...

فرهنگ عمید

درخور فرسوده شدن: روی به دانش نه و رنجه مکن / دل به غم این تن فرسودنی (ناصرخسرو: ۴۹۹ ).

کلمات مرتبط

  • زمین بیش فرسودنی
  • فرسودن
  • فرسودگی
  • فرمودنی
  • جان فرسودن
  • غم فرسودگی
  • فرسدنی
  • علل فرسودگی بتن
  • فرسودگی شغلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات