Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرسودن

تلفظ بین المللی : /farsˈuːdan/ تلفظ :‌ [faRs'u:dan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • جان فرسودن
  • زمین بیش فرسودنی
  • فرسودنی
  • راستی فرمودن
  • رجعت فرمودن
  • رخصت فرمودن
  • رو فرمودن
  • ریل بند فرسوده
  • زجر فرمودن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فرسودن. [ ف َ دَ ] ( مص )از: فر + سا ، در اوستا فرسان . ( از حاشیه برهان چ معین ). فرساییدن. ( یادداشت به خط مؤلف ). سودن. ساییدن. به تدریج از میان بردن. نابود کردن : تو در ولایت و دولت همی گسار مدام مخالفان را در بند و غم همی فرسای.فرخی.چون مرگ تو را نیز بخواهد فرسودبر مرگ کسی چه شادمان باید بود؟( از قابوسنامه ). || زدودن. || مالیدن. ( از حاشیه برهان چ معین ). مالش دادن چیزی مانند مشک و عنبر تا ...

فرهنگ عمید

۱. ساییده شدن.
۲. (مصدر متعدی ) به تدریج از میان بردن.
۳. (مصدر متعدی ) ضعیف و ناتوان کردن: نه گشت زمانه بفرسایدش / نه آن رنج و تیمار بگزایدش (فردوسی: ۱/۸ ).
۴. [مقابلِ افزودن] کم شدن: فزودگان را فرسوده گیر پاک همه / خدای عزّوجل نه فزود و نه فرسود (ناصرخسرو: ۳۱ ).

فرهنگ معین

(فَ دَ ) ۱ - (مص ل . ) ساییده شدن . ۲ - کهنه و پوسیده شدن . ۳ - (مص م . ) ساییدن . ۴ - کهنه و پوسیده کردن .

فرهنگ فارسی

( فرسود فرساید خواهد فرسود بفرسا ( ی ) فرساینده فرسوده فرسایش ) ۱ - ( مصدر ) ساییدن مالیدن ۲ - کهنه کردن ۳ - پوسیده کردن ۴ - زدودن ۵ - محو کردن نابود کردن ۶ - کاستن کم کردن ۷ - لگد زدن ۸ - آزار رسانیدن اذیت کردن ۹ - ( مصدر ) ساییده شدن ۱٠ کهنه شدن ۱۱ - پوسیده شدن ۱۲ - عاجز شدن مانده گشتن .

مترادف و متضاد

ساییدن، مالیدن

خستن، خسته کردن

پوسیدن، پوساندن

زدودن، محو کردن، نابود کردن

به‌ستوه‌آوردن، عاجز کردن، درمانده کردن

۱. خستن، خسته کردن
۲. پوسیدن، پوساندن
۳. ساییدن، مالیدن
۴. زدودن، محو کردن، نابود کردن
۵. بهستوهآوردن، عاجز کردن، درمانده کردن

fatigue (فعل)خسته شدن، خسته کردن، فرسودنtire (فعل)خسته شدن، خسته کردن، از پا درامدن، فرسودن، لاستیک...

کلمات مرتبط

  • جان فرسودن
  • زمین بیش فرسودنی
  • فرسودنی
  • راستی فرمودن
  • رجعت فرمودن
  • رخصت فرمودن
  • رو فرمودن
  • ریل بند فرسوده
  • زجر فرمودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات