کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غلیظ-کردن | کلماتور
معانی کلمه : غلیظ کردن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈaliz kˈardan/
تلفظ :
[q1'aliz k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
غلیظ تلفظ کردن
غلیظ
غلیظ القلب
غلیظ شدن
غلیظ شدنی
غلیظ و شیره مانند
غلیظ کننده
شیر غلیظ شده
شیر غلیظ شیرین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
غلیظ کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغلیظ. درشت و سخت و ستبر کردن. رجوع به غلیظ شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - گنده کردن کلفت کردن ۲ - ستبر کردن ( شیر و مانند آن ) ۳ - درشت کردن خشن ساختن ۴ - سنگین و ناگوار کردن .
مترادف و متضاد
thicken
(فعل)
سفت کردن، ضخیم کردن، کلفت کردن، غلیظ کردن، غلیظ شدن، کلفت تر شدن، ستبر کردن، پرپشت کردن
inspissate
(فعل)
کلفت کردن، غلیظ کردن
کلمات مرتبط
غلیظ تلفظ کردن
غلیظ
غلیظ القلب
غلیظ شدن
غلیظ شدنی
غلیظ و شیره مانند
غلیظ کننده
شیر غلیظ شده
شیر غلیظ شیرین
نظرات