Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غزان

تلفظ بین المللی : /q1azˈɑn/ تلفظ :‌ [q1az'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غزان اوغلان
  • غزان خان
  • غزانیه
  • شام غازان
  • سالما غانما
  • شم غازان
  • شنب غازان
  • شاخ غزال
  • صورت غذانما
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غزان . [ غ ُ ] (اِخ ) ج ِ غز، به فارسی . رجوع به غز و فهرست تاریخ گزیده شود :
آن غزان ترک خونریز آمدند
بهر یغما در یکی دره شدند.

(مثنوی ).


غزان . [ ] (اِخ )پسر طایجو بهادر. از امرائی بود که «ارسلان اوغول » را بزرگ خود ساخته بر ضد پادشاه اسلام [ غازان خان ] برخاسته بودند. وی پس از قتل ارسلان اوغول (69...

فرهنگ فارسی

تر . اغز اوغز ۱ - نامی است که تازیان بقبیله ترکان [ اغز ] اطلاق کرده اند ظاهرا قوم بزرگی که درقرن ششم م . همه قبایل ساکن چین تا بحراسود را بصورت امپراتوری واحدی از صحرا نشینان در آورد بدین نام خوانده شده است . در نوشته های [ اورخون ] ( قر . ۸ م . ) از این قوم بنام [ تغز اوغز ] ( یعنی ۹ اغز ) نام برده اند . بنابراین این قبیله به نه قیله فرعی تقسیم شده بود . جغرافی دانان قر . ۴ ه . تنها نام غز را بق...

کلمات مرتبط

  • غزان اوغلان
  • غزان خان
  • غزانیه
  • شام غازان
  • سالما غانما
  • شم غازان
  • شنب غازان
  • شاخ غزال
  • صورت غذانما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات