کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : غافل دل
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑfel dˈel/
تلفظ :
[q1'Afel d'el]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غافل
غافل بودن
غافل خواندن
غافل شدن
غافل شمردن
غافل غافل
غافل وار
غافل کردن
غافل گرفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غافل دل. [ ف ِ دِ ] ( ص مرکب ) آنکه غافل باشد. کسی که خاطر او به غفلت گراید: رجل ٌ سَرِف ُ الفؤاد؛ مرد غافل دل خطاکار. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که خاطر او به غفلت گراید .
کلمات مرتبط
غافل
غافل بودن
غافل خواندن
غافل شدن
غافل شمردن
غافل غافل
غافل وار
غافل کردن
غافل گرفتن
نظرات