غاب . (اِخ ) جایگاهی در نجد. (مراصد الاطلاع ).
غاب . (اِخ ) جایگاهی در یمن . (معجم البلدان ).
غابه#NAME?
۱. گوشت شبمانده؛ گوشت گندیده.
۲. غذای پسمانده.
۱. بیهوده و یاوه: ◻︎ تا کی بری عذاب و کنی ریش را خضاب / تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب.(رودکی: ۵۲۰)، ◻︎ زآن همه وعدۀ نیکو ز چه خرسند شدی / ای خردمند بدین نعمت پوسیدۀ غاب (ناصرخسرو: ۱۸۸).
۲. خراب و ضایع.
[ ع . ] (اِ.) سخن بیهوده ، هذیان .
[ ع . ] (اِ.) جِ غابه ؛ بیشه ها، نیستان ها.