عوسج . [ ع َ س َ ] (اِخ ) جایگاهی است در یمامة. (از معجم البلدان ).
عوسج . [ ع َ س َ ] (ع اِ) ج ِ عوسجة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عوسجة شود. || نوعی از خاربن . (ناظم الاطباء). خاردرخت . (فرهنگ فارسی معین ). || نوعی از علیق باشد، و آن درختی است که برگ آن را بپزند و در خضاب به کار برند. (برهان قاطع) (آنندراج ). از درختان خاردار است که آن را ...
فرهنگ عمید
گیاهی خاردار با گل هایی به رنگ های مختلف و میوه ای گرد و سرخ رنگ، خفجه.
فرهنگ معین
(عَ یا عُ سَ ) [ ع . ] (اِ. ) خار درخت .
فرهنگ فارسی
گیاهی است خاردار، شاخه هایش پرخار، گلهایش برنگهای مختلف، میوه اش گردوسرخ رنگ، واحدش عوسجه جایگاهی است در یمامه