عسجد. [ ع َ ج َ ] (اِخ ) نام جایگاهی است در عینة، و نام آن در شعر رِزاخ بن ربیعه ٔ عُذری آمده است و شتران عسجدی بدانجا منسوبند. و آن را عسجر، به راء نیز خوانده اند. (از معجم البلدان ).
عسجد. [ ع َ ج َ ] (ع اِ) زر، و جوهر هر قسم که باشد مانند مروارید و یاقوت . (منتهی الارب ). زر. (دهار). زر و طلا، و بمعنی جواهر چون دُر ویاقوت . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). طل...
فرهنگ عمید
۱. زر. ۲. گوهر ، مانند یاقوت، مروارید، و امثال آن ها.
فرهنگ معین
(عَ سْ جَ ) [ ع . ] (اِ. ) زر، گوهر.
فرهنگ فارسی
زر، گوهرمانندیاقوت ومرواریدوامثال آنها ۱ - زر طلا . ۲ - گوهر ( مروارید یاقوت و مانند آنها ) . زر و جوهر هر قسم که باشد مانند مروارید و یاقوت