کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عوری | کلماتور
معانی کلمه : عوری
تلفظ بین المللی :
/ˈuːri/
تلفظ :
['u:Ri]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
گویش مازنی
کلمات مرتبط
عوریان
دبه ٔ عوریا
ریشه عریان
سته عشری
سواره روِ عبوری
ظفر العفریت
عاری
عاریت
عاریت خواستن
لغت نامه دهخدا
گویش مازنی
لغت نامه دهخدا
عوری. ( حامص ) برهنگی. ( آنندراج ). برهنه بودن. لخت بودن :
معروف به بی سیمی مشهور به بی نانی
همچون الف کوفی از عوری و عریانی.
سنائی.
چو درویشی به درویشان نظر به کن که قرص خور
به عوری کرد عوران را فنک پوش زمستانی.
خاقانی.
گویش مازنی
رسوا رسوایی
/oori/ رسوا رسوایی
کلمات مرتبط
عوریان
دبه ٔ عوریا
ریشه عریان
سته عشری
سواره روِ عبوری
ظفر العفریت
عاری
عاریت
عاریت خواستن
نظرات