عهد. [ ع َ هَِ ] (ع ص ) آنکه تیمارداری امور ولایت کند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). دوست دارنده ٔ ولایتها و عهدها، و آنکه عهده دار امور باشد. (از اقرب الموارد).
دورهای از تاریخ که وجه مشخصۀ آن مجموعهای از رویدادهای ویژۀ مرتبط با یکدیگر است
پیمان
وفا
نذر
ضمان
قول، وعده
سوگند، قسم
حفظ، نگهبانی
پیمان، شرط، قرار، میثاق
اوقات، دور، دوره، روزگار، زمان، زمانه، عصر، فصل، گاه، موسم، وقت
۱. پیمان، شرط، قرار، میثاق
۲. قول، وعده
۳. وفا
۴. نذر
۵. ضمان
۶. اوقات، دور، دوره، روزگار، زمان، زمانه، عصر، فصل، گاه، موسم، وقت
۷. سوگند، قسم
۸. حفظ، نگهبانی
پیمان