کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عنفط | کلماتور
معنی کلمه : عنفط
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnaft/
تلفظ :
['a:naft]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عنفطه
عافط
عرفط
عرفطه
عنف
عنفا
عنفقه
عنفوان
عنفی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
عنفط. [ ع ُ ف ُ ] ( ع ص ) مردناکس دشوارخوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بدخوی. ( ناظم الاطباء ). شخص لئیم و پست و بداخلاق. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) سیاه گوش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نام حیوانی که آن را سیاه گوش گویند. ( ناظم الاطباء ). عناق الارض. ( اقرب الموارد ). رجوع به عناق شود. || مابین هر دو بروت تا بینی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به عُنفطة شود. ج ، عَناف...
کلمات مرتبط
عنفطه
عافط
عرفط
عرفطه
عنف
عنفا
عنفقه
عنفوان
عنفی
نظرات