Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عنصلی

تلفظ بین المللی : /ˌaːnasˈali/ تلفظ :‌ [,a:nas'ali]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عنصلین
  • طریق العنصل
  • عالم عنصری
  • عندلیب
  • عنصری
  • عنصل
  • تبدیل عنصری به عنصر دیگری
  • شباویز و عندلیب
  • پودر عنصری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عنصلی. [ع ُ ص ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به عنصل. رجوع به عنصل شود:سرکه عنصلی ، سکنگبین عنصلی. رجوع به عنصلانی شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به عنصل سرکه عنصلی

کلمات مرتبط

  • عنصلین
  • طریق العنصل
  • عالم عنصری
  • عندلیب
  • عنصری
  • عنصل
  • تبدیل عنصری به عنصر دیگری
  • شباویز و عندلیب
  • پودر عنصری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات