معانی کلمه : عنان ربودن
لغت نامه دهخدا
عنان ربودن. [ ع ِ رُ دَ ] ( مص مرکب ) گرفتن زمام از دست کسی. ( فرهنگ فارسی معین ). اختیار بردن :
چه سرو است آنکه بالا می نماید
عنان از دست دلهامی رباید.من آن قیاس نکردم که زور بازوی عشق
عنان عقل ز دست حکیم برباید.
چه سرو است آنکه بالا می نماید
عنان از دست دلهامی رباید.من آن قیاس نکردم که زور بازوی عشق
عنان عقل ز دست حکیم برباید.
فرهنگ معین
( ~ . رُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) ابتکار عمل را به دست گرفتن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گرفتن زمام از دست کسی .
