( اسم ) شلوغی همهمه . داد و بیداد : این چه علم شنگه ایست . اگر دست از این جهود بازی و کولی گری برنداری و امیدوارم بیایند پوزه بندت بزنند . یا علم شنگه راه انداختن . داد و فریاد کردن همهمه بر پا کردن : برای خالی نبودن عریضه سگهای زیر بازارچه هم یکدفعه به جان هم افتاده و غوغا و علم شنگه ای بر پا کردند .