عفج . [ ع َ ف َ ] (ع مص ) بزرگ وفربه شدن روده ٔ کسی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و چنین شخصی را عَفِج گویند. (از اقرب الموارد).
عفج . [ ع َ ف ِ ] (ع ص ) آنکه روده های او بزرگ و فراخ باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به عَفَج شود. || (اِ) به معنی عِفج است . رجوع به عِفج شود.
(عَ) (ص .) خراب ، تباه .
(عِ) [ ع . ] (اِ.) روده ای که طعام از معده در آن داخل گردد؛ ج . اعفاج .