معانی کلمه : عاج
لغت نامه دهخدا
عاج . (ع ص ) ناقه ٔ نرم و رام . (منتهی الارب ).
عاج . [ ج ِ ] (ع اِ) مبنی بر کسر زجری است مر ناقه را. (منتهی الارب ).
عاج . [ عاج ج ] (ع ص ) طریق عاج ؛راه پر از روندگان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. دو دندان سفید و سخت پیشین فیل، گراز، و کرگدن که برای ساختن اشیای زینتی به کار می رود.
۲. ماده ای سفید و سخت در زیر مینای دندان.
۲. ماده ای سفید و سخت در زیر مینای دندان.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِ. ) ۱ - بافت داخلی دندان که مینای دندان آن را در بر گرفته است . ۲ - دندان فیل .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
بخشی سخت از دندان که مغزۀ دندان را احاطه کرده است و در قسمت تاج با مینا و در قسمت ریشه با ساروجه پوشیده شده است
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱گیاه افرای سفید ۲لخت و بدون پوشش
/aaj/ گیاه افرای سفید - لخت و بدون پوشش
مترادف و متضاد
ivory (اسم)
عاج، رنگ عاج، دندان فیل
tusk (اسم)
خیش، عاج، دندان عاج فیل، دندان دراز و تیز، دندان نیش اسب، دندان گراز حیوانات
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پیلسته
فرهنگستان زبان و ادب
{dentine/ dentin, substantia eburnea, ebur dentis, dentinum} [پزشکی-دندان پزشکی] بخشی سخت از دندان که مغزۀ دندان را احاطه کرده است و در قسمت تاج با مینا و در قسمت ریشه با ساروجه پوشیده شده است
