عشوه دادن. [ ع ِش ْ وَ / وِ دَ ] ( مص مرکب ) فریب دادن. فریفتن. گول زدن : من ندانستم که کار این قوم بدین منزلت است و عشوه دادند مرا به حدیث ایشان و راست نگفتند. ( تاریخ بیهقی ص 585 ). پس اگر عشوه دهد کسی که حیلتی باید ساخت که مسعود بر جناح سفر است... نباید خرید. ( تاریخ بیهقی ). خردمند آن است که به نعمتی وعشوه ای که زمانه دهد فریفته نشود. ( تاریخ بیهقی ).گفتی که چو وقت آید کارت به ازین سازم این عش...
فرهنگ معین
( ~ . دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) ۱ - فریب دادن ، گمراه کردن . ۲ - فن آموختن ، رمز آموختن .