Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عریض کردن

تلفظ بین المللی : /ˈaːriz kˈardan/ تلفظ :‌ ['a:Riz k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • درو عرضی کردن
  • عرض کردن
  • هتک عرض کردن
  • عریض
  • عریض شدن
  • عریض ابراهیم
  • عریض احمدی
  • عریض حماه
  • قاب عریض نما
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عریض کردن. [ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پهن کردن. باوسعت کردن. واسع کردن.متسع ساختن. توسعه دادن. اتساع دادن. سعه دادن. وسعت دادن. فسیح کردن. عرض دادن. و رجوع به عریض شود.

فرهنگ فارسی

پهن کردن با وسعت کردن

مترادف و متضاد

broaden (فعل)
منبسط کردن، وسیع کردن، پهن کردن، عریض کردن

widen (فعل)
پهن کردن، عریض کردن، گشاد کردن

کلمات مرتبط

  • درو عرضی کردن
  • عرض کردن
  • هتک عرض کردن
  • عریض
  • عریض شدن
  • عریض ابراهیم
  • عریض احمدی
  • عریض حماه
  • قاب عریض نما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات