کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عرق-افشان | کلماتور
معانی کلمه : عرق افشان
تلفظ بین المللی :
/ˈaraq1 ˈafʃɑn/
تلفظ :
['aRaq1 'afSAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عرق افشاندن
عرب اباد افشار
عرب آباد افشار
افسانه عشق
عرب افغان ها
کاما سوترا افسانه عشق
افغان عرب ها
افشای عشق زلیخا
عرق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عرق افشان. [ ع َ رَ اَ ] ( نف مرکب ) عرق افشاننده. مرادف عرق ریز. ( آنندراج ) :
از عرق افشان بناگوش وی
چشمه خورشید یکی قطره خوی.
میرخسرو ( از آنندراج ).
در پرده هر آن جرعه که چون ابر کشیدی
یک یک ز عذار عرق افشان تو گل کرد.
میرزا صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
عرق افشاننده مرادف عرق ریز
کلمات مرتبط
عرق افشاندن
عرب اباد افشار
عرب آباد افشار
افسانه عشق
عرب افغان ها
کاما سوترا افسانه عشق
افغان عرب ها
افشای عشق زلیخا
عرق
نظرات