Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عبد شمس

تلفظ بین المللی : /ˈaːbd ʃˈams/ تلفظ :‌ ['a:bd S'ams]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • امیه بن عبد شمس
  • بنی عبد شمس
  • بنو عبدشمس
  • عبدشمس بن عبدمناف
  • عبد
  • عبد الائمه
  • عبد ضخم
  • عبد قیس
  • عبد مناه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عبد شمس. [ ع َ دِ ش َ ] ( اِخ ) ابن عبدمناف از فرزندان اوست. بنوامیه ،که بنوامیه اکبر و بنوامیه اصغراند و آنها قبیله ٔاول از عبدمناف بن قصی اند. ( صبح الاعشی ج 1 ص 357 ).

فرهنگ فارسی

ابن عبد مناف از بزرگان عرب از فرزندان اوست بنوامیه : که بنوامیه اکبر و بنو امیه اصغرند و آنها قبیله اول از عبد مناف بن قصی اند .
ابن عبد مناف از فرزندان اواست : بنوامیه که بنوامیه اکبر و بنوامیه اصغراند و آنها قبیله اول از عبد مناف بن قصی اند

کلمات مرتبط

  • امیه بن عبد شمس
  • بنی عبد شمس
  • بنو عبدشمس
  • عبدشمس بن عبدمناف
  • عبد
  • عبد الائمه
  • عبد ضخم
  • عبد قیس
  • عبد مناه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات