بنده، برده، غلام، بنده خدا، انسان اعم از آزادیابرده ( اسم ) ۱ - بنده . ۲ - بنده خدا جمع عباد عبده عبید . ابن قصی بن کلاب بن مره جد جاهلی است پسران وی از قبائل قریش البطاح اند مسکن و ماوای آنان در بطحائ مکه بود این طایفه در حدود سال ۱۸۵ ه ق منقرض شدند
دانشنامه عمومی
عبد (جاسک). عبد (جاسک)، روستایی از توابع بخش لیردف شهرستان جاسک در استان هرمزگان ایران است.این روستا در دهستان سورک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۴۳ نفر (۹۶خانوار) بوده است.wiki: عبد (جاسک)...
[ویکی الکتاب] معنی عَبَدَ: پرستید - عبادت کردمعنی عَبْدُ: بندهمعنی عِبَادَةِ: عبادت - رفتاری که عبد و بنده بودن را نشان دهد (عبادت و پرستش ازعبارت است از نشان دادن مملوکیت خویش برای پروردگار به عبارت ساده تر عبادت یعنی رفتاری که عبد و بنده بودن را نشان دهد )معنی مَا عَبَدْنَا: نپرستیدیم(عبادت و پرستش ازعبارت است از نشان دادن مملوکیت خویش برای پروردگار به عبارت ساده تر عبادت یعنی رفتاری که عبد و بن...