معانی کلمه : طلبیده
لغت نامه دهخدا
طلبیده. [ طَ ل َ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از طلبیدن. خواهان شده. خواسته : یک نفس را از چنگال مشقت خلاص طلبیده آید. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ عمید
خواسته شده.
فرهنگ فارسی
۱ - خواسته درخواسته . ۲ - جسته جستجو شده . ۳ - احضار شده فرا خوانده . ۴ - مطالبه شده .
مترادف و متضاد
۱. دعوتشده، مدعو، میهمان
۲. فراخوانده، احضارشده، احضاری
۳. خواسته
