معانی کلمه : طرازی
لغت نامه دهخدا
طرازی . [ طِ ] (ص نسبی ) هذه النسبة لمن یستعمل الثیاب المطرزة او یستعملها. (انساب سمعانی ). رقام . مطرز. آنکه علم جامه کند. || جامه ٔ طرازی ؛ جامه ای که سلطان را بافند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به طراز آن که جامه را نگار کند مطرز رقام . یا جامه طراز . جامه ای که برای سلطان بافند .
فیلیب ابن نصرالله ابن آنطون ابن نصرالله ابن الیاس ابن بطرس دی طرازی.
فیلیب ابن نصرالله ابن آنطون ابن نصرالله ابن الیاس ابن بطرس دی طرازی.
مترادف و متضاد
موزون، کشیده، بلند
