طبخ . [ طُب ْ ب َ ] (ع اِ) ج ِ طابخ . فرشتگان عذاب . واحد آن طابخ است . (منتهی الارب ).
(ادبی) پختن، آشپزی
طبخ نان از ساعت شش بامداد آغاز خواهد شد
bread baking will start from six in the morning
پخت، پز، آشپزی
پختن، پخته کردن
۱. پختن، پخته کردن
۲. پخت، پز، آشپزی