طبخی . [ طَ ] (ص نسبی ) منسوب به طبخ . || پُخت . آنچه ویژه ٔ فن آشپزی باشد.
طبخی. [ طَ ] ( ص نسبی ) منسوب به طبخ. || پُخت. آنچه ویژه فن آشپزی باشد.طبخی. [ طَ ] ( اِخ ) وی از قزوین است واوقات خود را بطباخی میگذراند. شخصی است درویش نهاد و نامراد. کهنه شاعر است و شعر خود را چنان دردمندانه و مؤثر میخواند که بشنونده رقت دست میدهد. بمناسبت شغلش که عاشقی نیز بر ...
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) منسوب به طبخ . ۲ - آن چه ویژه فن آشپزی است پخت . وی از قزوین است و اوقات خود را بطباخی میگذراند شخصی است درویش نهاد و نامراد