طاقچه. [ چ َ / چ ِ ]( اِ مصغر ) مُصغر طاق. ( آنندراج ). طاق خرد. طاقی زیرِ رَف. قسمتهای کوچک فرورفته در دیوار اطاق و جز آن که برای نهادن اشیاء و اسباب خانه سازند. جائی برای نهادن اشیاء و مایحتاج فرودتر از رف بر دیوار. رَف ِ کوتاه. جائی در کمر دیوار اطاق که چیزها در آن نهند.جای آوند و دیگر چیزها که در اطراف اطاقها میسازند.و مجازاً بر خم ابرو نیز اطلاق شده است : از طاقچه دو نرگس مست بر سفت سمن عقیق ...
فرهنگ عمید
فرورفتگی در دیوار برای گذاشتن اشیا، طاق.
فرهنگ معین
(چِ ) (اِمصغ . ) رف ، طاق کوچک . ،~ بالا گذاشتن ناز کردن ، فخر فروختن .
فرهنگ فارسی
( اسم ) طاق کوچک طاق خرد . ۲ - قسمت فرو رفته در دیوار اطاق فرودتر از رف که برای نهادن اشیائ و لوازم خانه سازند . یا طاقچه بالا نشین . پر افاده پر تکبر . یا دلش طاقچه ندارد . راز خود را نمی تواند نگه دارد .
دانشنامه عمومی
طاقچه (نرم افزار). نرم افزار کتابفروشی و کتابخوان الکترونیک طاقچه، در تابستان ۹۲ شروع به کار کرد و در آبان ماه ۹۳ از آن به طور رسمی رونمایی شد. از جمله اهداف این نرم افزار سهولت در دسترسی قانونی به کتاب،مجله و روزنامه ها به شکل الکترونیک است. نرم افزار «طاقچه» در حال حاضر به شکل چندسکویی در دو نسخه اندروید و آی اواس ارائه می شود.wiki: طاقچه (نرم افزار)...
گویش اصفهانی
تکیه ای: tâxča طاری: pela طامه ای: raf طرقی: pela کشه ای: pela نطنزی: tâxča
مترادف و متضاد
پرواره، رف، طاق
recess (اسم)کنار، تعطیل موقتی، گوشه، تنفس، پس زنی، باز گشت، طاقچه، تو رفتگی، فترت، تو رفتگی در دیوار، عقب نشینی، دوره فترتrack (اسم)شکنجه، عذاب، قفسه، طاقچه، چرخ دنده دار، چنگک جالباسی، بار بند، جا کلاهیconsole (اسم)پیشانه، میزفرمان، طاقچهledge (اسم)لبه، بر امدگی، طاقچهshelf (اسم)طاقچه، فلات قاره، تاقچه، رف، هر چیز تاقچه مانندniche (اسم)طاقچه، تو رفتگی در دیوار...