کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ضرب دیده
تلفظ بین المللی :
/zˌarbadˈideː/
تلفظ :
[z,aRbad'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
ضرب دیدن
ضرب دیدگی
تنفس شدید حیوان و مشاهده شدن نبض شدید بر اثر ضرب دیدگی یا بیماری
ضربه دیده است
ضرر دیدن
ضربه دیدن دست و ساعد
ضرب
ضرب الاجل
ضرب المثل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
ضرب دیده. [ ض َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آسیب و صدمه دیده.
فرهنگ عمید
ویژگی عضو آسیب دیده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آسیب دیده صدمه خوردن .
واژه نامه بختیاریکا
کِل زِل
کلمات مرتبط
ضرب دیدن
ضرب دیدگی
تنفس شدید حیوان و مشاهده شدن نبض شدید بر اثر ضرب دیدگی یا بیماری
ضربه دیده است
ضرر دیدن
ضربه دیدن دست و ساعد
ضرب
ضرب الاجل
ضرب المثل
نظرات