معانی کلمه : ضراح
لغت نامه دهخدا
ضراح . [ ض ِ ] (ع مص ) لگد زدن . (منتهی الارب ).
ضراح . [ ض َرْ را ] (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ).
ضراح . [ ض َ ح ِ ] (ع اِ فعل ) اَضرح . دور کن و بینداز. (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
نام بیت المعمور که گفته اند خانه ای است در آسمان مقابل خانۀ کعبه.
فرهنگ فارسی
از اعلام است
