کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صولت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : صولت کردن
تلفظ بین المللی :
/sˈoːlat kˈardan/
تلفظ :
[s'o:lat k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صورت زشت کردن
صورت پیدا کردن
صورت کردن
به صورت الفبایی مرتب کردن
به صورت دسته حرکت کردن
به صورت شلیک در کردن
تمیز کردن سر و صورت دادن به
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
بى صُورت کِردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صولت کردن. [ ص َ / صُو ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خشم کردن. تندی کردن :
تو جفا کنی و صولت ، دگران دعای دولت
نه عجب بدین لطافت که تو پادشاه داری.
سعدی.
رجوع به صولت شود.
فرهنگ فارسی
خشم کردن
کلمات مرتبط
صورت زشت کردن
صورت پیدا کردن
صورت کردن
به صورت الفبایی مرتب کردن
به صورت دسته حرکت کردن
به صورت شلیک در کردن
تمیز کردن سر و صورت دادن به
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
بى صُورت کِردن
نظرات