Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صبور پارسی

تلفظ بین المللی : /sˈabur pˈɑrsi/ تلفظ :‌ [s'abuR p'ARsi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صبور
  • صبور کاشانی
  • صبور بزرگ
  • صبور کوچک
  • سنگ صبور
  • محمد صبور
  • ام صبور
  • ارامگاه سید صبور
  • تپه صبور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صبور پارسی. [ ص َ رِ ] ( اِخ ) شاعری است. منوچهری از او بدین بیت یاد کند:
در خراسان بوشعیب و بوذر آن ترک کشی
وآن صبور پارسی و آن رودکی چنگ زن.

فرهنگ فارسی

شاعری است

کلمات مرتبط

  • صبور
  • صبور کاشانی
  • صبور بزرگ
  • صبور کوچک
  • سنگ صبور
  • محمد صبور
  • ام صبور
  • ارامگاه سید صبور
  • تپه صبور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات