Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صبور

تلفظ بین المللی : /sˈabur/ تلفظ :‌ [s'abuR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • صبور پارسی
  • صبور کاشانی
  • صبور بزرگ
  • صبور کوچک
  • سنگ صبور
  • محمد صبور
  • ام صبور
  • ارامگاه سید صبور
  • تپه صبور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

صبور. [ ص َ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای . || نام اسب نافعبن جبلة. (منتهی الارب ).

صبور. [ ص َ ] (اِخ ) نام وی حسین افندی از متأخران شعرا و خطاطان و از مردم تبریز است . وی به استانبول رفت و به استنساخ دواوین شعرا پرداخت . از اوست :آل شانه دستکه صنما طاره تللرک کوکلم کبی طاغیت ینه رخساره تللرک .(قاموس الاعلام ترکی )....

فرهنگ عمید

صبر کننده، بردبار، شکیبا.

فرهنگ معین

(صَ ) [ ع . ] (ص . ) شکیبا، بردبار.

دانشنامه آزاد فارسی

صُبور (shad)صُبورهر یک از چندین گونه ماهی دریایی، به ویژه از جنس Alosa. بزرگ ترین عضو خانواده شاه ماهی۱ است. طولی حدود ۶۰ سانتی متر، و وزنی حدود۲.۷ کیلوگرم دارد. این ماهیان، برای تولیدمثل، به صورت گروهی به رودخانه ها مهاجرت می کنند. ماهیان اقیانوس اطلس اند اما به اقیانوس آرام نیز آمده اند. صبور توایت۲، Alosa fallax در مدیترانه و شمال اروپا یافت می شود. از این خانواده نُه گونه ماهی در آب های ایران ...

فرهنگ فارسی

شکیبا، بردبار

صبرکننده، شکیبنده، بردبار، شکیبا، صبوری: شکیبایی، بردباری
( صفت ) ۱ - صبر کننده بردبار . ۲ - نامی از نامهای خدای متعال .
نام وی حسین افندی و از متاخران شعرا و حطاطان و از مردم تبریز است

دانشنامه عمومی

صبور روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.فهرست روستاهای ایرانشغل بیشتر مردم روستا دام داری،باغ داری و کشاورزی است.این روستا متشکل از اقوام لک و لر می باشد،که خانوارهایی از ایل حسنوند ، ایل بیرانوند و طایفه گوشه ای در ان ساکن اند.در جنوب روستا سرابی وجود دارد که از قدیم تا به حال مورد توجه گردشگران بوده.wiki: صبور...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: sabur) (عربی) آن‌که در برابر سختی ها و رنج‌ها بردبار است ، صبر کننده ، شکیبا ؛ از نام‌های خداوند.

اسم: صبور (دختر) (عربی) (تلفظ: sabur) (فارسی: صبور) (انگلیسی: sabur)
معنی: صبر کننده، شکیبا، از نام های خداوند، آن که در برابر سختی ها و رنج ها بردبار است

مترادف و متضاد

بردبار، حلیم، خوددار، خویشتن‌دار، رزین، شکیبا، صابر، متحمل ≠ ناشکیبا

patient (صفت)
شکیبا، بردبار، صبور، از روی بردباری

فرهنگ فارسی ساره

شکیبا، بردبار

واژه نامه بختیاریکا

بار وردار؛ جا به دل؛ جا وردار؛ مازه پهن؛ دنده پهن؛ صَویر؛ بار وردار؛ پَسه پهن؛ جا به دل؛ جا وردار؛ چار گُردالِه بِه اِشکَم

کلمات مرتبط

  • صبور پارسی
  • صبور کاشانی
  • صبور بزرگ
  • صبور کوچک
  • سنگ صبور
  • محمد صبور
  • ام صبور
  • ارامگاه سید صبور
  • تپه صبور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات