صبر. [ ص َ ب َ ] (ع اِ) برف . (منتهی الارب ).
صبر. [ ص ِ ] (ع اِ) ابر سپید. || ناحیت . (منتهی الارب ).
صبر. [ ص ُ ب ُ ] (ع اِ) جمع صبیر. (منتهی الارب ). رجوع به صبیر شود.
زمین پر از سنگریزه.
شکیبایی کردن؛ شکیبایی؛ بردباری.
گیاهی از خانوادۀ سوسنها با برگهای بلند، شیرابهای زرد و تلخ که مصرف دارویی دارد.
(صَ) [ ع . ] (اِ.) گیاهیست با برگ های دراز و ضخیم و تیغ دار با گل های زرد رنگ . در جاهای گرم می روید و طعم تلخ دارد.
( ~ .) [ ع . ] 1 - (مص ل .) شکیبایی کردن . 2 - (اِمص .) بردباری . 3 - (عا.) عطسه . ؛ ~ ایوب کنایه از: شکیبایی بسیار زیاد.
سردهای از سریشیان (Asphodelaceae) شامل گیاهانی با برگهای طوقهای بزرگ و ضخیم و گوشتی و گلهای لولهای به رنگهای زرد، نارنجی، صورتی یا قرمز که بر روی شاخۀ گلدهنده بهصورت دستهای و متراکم قرار دارند
عطسه
انتظار
۱عطسه ۲صبوری و شکیبایی
تکیه ای: sabr / hosela
طاری: sabr
طامه ای: sabr
طرقی: sabr
کشه ای: sabr
نطنزی: sabr
عطسه
انتظار
آرام، قرار ≠ بیشکیبی، بیقراری
بردباری، تاب، تحمل، حلم، شکیبایی، شکیب
۱. آرام، قرار
۲. بردباری، تاب، تحمل، حلم، شکیبایی، شکیب
۳. انتظار
۴. عطسه ≠ بیشکیبی، بیقراری
شکیب، شکیبایی، بردباری، درنگ