صبار. [ ص َب ْ با ] (اِخ ) نامی از نامهای خدا.
صبار. [ ص ِ ] (ع اِ) ج ِ صُبرَة. رجوع به صبرة شود.
صبار. [ ص ِ ] (ع اِ) سربند شیشه و مانند آن . (منتهی الارب ). سداد. (اقرب الموارد).
بسیارشکیبا.
تمر هندی؛ انجیر هندی که نوعی کاکتوس است.
(صَ) [ ع . ] (اِ.) بادی که از جانب شمال شرقی می وزد.
(صَ بّ) [ ع . ] (ص .) 1 - بسیار شکیبا، شدیدالبصر. 2 - یکی از نام های خدای تعالی . 3 - کسی که ضمیرش در خدا و برای خدا و به وسیلة خداست . (تصوف ).