کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شیر-کردن | کلماتور
معانی کلمه : شیر کردن
تلفظ بین المللی :
/ʃˈir kˈardan/
تلفظ :
[S'iR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از شیر اب جاری کردن
شیر ترشح کردن
خشک کردن شیر
وا شیر کردن
هی شیر هی شیر کردن
با دم شیر بازی کردن
شهر در کردن
شور کردن
شکر کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
شیر کردن. [ ک َ دَ ]( مص مرکب ) در تداول عامه به معنی تشجیع کردن و برانگیختن است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیر شدن شود.
فرهنگ فارسی
شیر، تشجیع و تحریک کردن
( مصدر ) تشجیع کردن برانگیختن : می خواهی مرا شیر کنی که از روی چوب ( جوی ) بپرم ?
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
bield (فعل)دفاع کردن، شیر کردن، تشجیع کردن، شهامت دادن، شجاع شدن، مسکن گزیدنdefy (فعل)ضدیت کردن، شیر کردن، بمبارزه طلبیدن، تحریک جنگ کردنlionize (فعل)شیر کردن، مورد توجه زیاد قرار گرفتن...
کلمات مرتبط
از شیر اب جاری کردن
شیر ترشح کردن
خشک کردن شیر
وا شیر کردن
هی شیر هی شیر کردن
با دم شیر بازی کردن
شهر در کردن
شور کردن
شکر کردن
نظرات