معانی کلمه : شور کردن
لغت نامه دهخدا
شور کردن . [ ش َ / شُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) مشورت و کنکاش نمودن . (ناظم الاطباء). مشورت کردن . مشاوره کردن . رجوع به شور و شوری شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پر نمک کردن .
مشورت و مشاوره کردن
مشورت و مشاوره کردن
مترادف و متضاد
salt (فعل)
نمک پاشیدن، نمک زدن به، شور کردن
