کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : شکن دار
تلفظ بین المللی :
/ʃˈekan dˈɑr/
تلفظ :
[S'ekan d'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زیست هیدروژن دار شدن
شاخه دار شدن
شاخه دار شدن زنجیره
شک دار
شکل دوبخشی برگشت دار
شکم دار
ضریب حفره دار شدن
لکه دار شدن
ابله دار شدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
شکن دار. [ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) چین دار. ( ناظم الاطباء ). بانورد. نغاض. ( یادداشت مؤلف ): مُقَدَّع ؛ چیز شکن دار. ( از منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
زیست هیدروژن دار شدن
شاخه دار شدن
شاخه دار شدن زنجیره
شک دار
شکل دوبخشی برگشت دار
شکم دار
ضریب حفره دار شدن
لکه دار شدن
ابله دار شدن
نظرات