شکرریزی. [ ش َ ک َ ] ( حامص مرکب ) حالت و عمل و صفت و صنعت شکرریز. قنادی. ( یادداشت مؤلف ). || گفتار خوش و سخنان شیرین و نرم و آهسته. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). || نکاح. بزم. سور : گر نیَم محرم شکرریزی پاسدار شهم به شب خیزی.نظامی. || نثار کردن در عروسی و سور : نثار اشک من هر شب شکرریز است پنهانی که همت را زناشوییست از زانو و پیشانی.خاقانی.- شکرریزی کردن ؛ شکرریز کردن. نثار ک...
فرهنگ فارسی
حالت و کفیت شکر ریز . گفتار خوش و سخنان شیرین و نرم و آهسته یا نکاح .