Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکرریز کردن

تلفظ بین المللی : /ʃekˈarriz kˈardan/ تلفظ :‌ [Sek'aRRiz k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شکرریز
  • قصب شکرریز
  • بیژن شکرریز
  • مزار شیخ قطب الدین شکرریز
  • شکر ریز
  • شکرخیز
  • شکرریزه
  • شکرریزی
  • شیرریز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شکرریز کردن. [ ش َ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نثار. نثار کردن. ( یادداشت مؤلف ) : بر چهره آن بت دلاویزکردند به تنگنا شکرریز.نظامی.که با شیرین چه بازی کرده پرویزعروس اینجا کجا کرداو شکرریز.نظامی.از شکر توشه های راه کنم تا شکرریز بزم شاه کنم.نظامی.به گوهرکنی تیشه را تیز کن عروس سخن را شکرریز کن.نظامی. || سخنان شیرین گفتن. شیرین زبانی کردن : زبان بگشاد با عذری دلاویزز پرسش کرد شیرین را شکرریز.نظامی.وگ...

فرهنگ فارسی

نثار کردن .

کلمات مرتبط

  • شکرریز
  • قصب شکرریز
  • بیژن شکرریز
  • مزار شیخ قطب الدین شکرریز
  • شکر ریز
  • شکرخیز
  • شکرریزه
  • شکرریزی
  • شیرریز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات