Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکر

تلفظ بین المللی : /ʃˈekar/ تلفظ :‌ [S'ekaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیجملات نمونهفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • شکر افشاندن
  • شکر الود
  • شکر امرود
  • شکر امیخته
  • شکر امیز
  • شکر اویز
  • شکر اکند
  • شکر اگین
  • شکر باره
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیجملات نمونهفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

شکر. [ ش ُ ک ُ ] (ع اِ) ج ِ شکیر. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شکیر شود.

شکر. [ ش َ ] (ع مص ) شَکَر. شکیر برآوردن خرمابن . (ناظم الاطباء). و رجوع به شَکَر شود.

شکر. [ ش َ ک َ ] (ع مص ) شکیر برآوردن خرمابن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || پرشیر گردیدن ماده شتر. (منتهی الارب ) (از اق...

فرهنگ عمید

۱. = شکردن
۲. شکرنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): دشمن‌شکر.

سپاسگزاری کردن؛ سپاس داشتن؛ ثنا گفتن بر احسان کسی؛ سپاس؛ سپاسگزاری.

۱. مادۀ بلوری، سفید، و شیرینی که از چغندر قند یا نیشکر گرفته می‌شود و برای ساختن قند و نبات یا شیرین کردن بعضی خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها به کار می‌رود.
۲. (صفت) [مجاز] خوشایند؛ مطبوع (در ترکیب با کلمۀ دیگر): شکرخواب.

سپاسگزاری کردن، سپاس داشتن، ثنا گ...

فرهنگ معین

( ~ .) پسوندی که معنای شکار کننده و نابود کننده می دهد، مانند: دشمن شکر.

(شُ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) سپاسگزاری کردن . 2 - (اِمص .) سپاسگزاری . 3 - (اِ.) سپاس .

(ش کَ) [ په . ] (اِ.) 1 - عصارة شیرینی که از چغندر قند یا نیشکر گیرند. 2 - کنایه از: سخن شیرین . 3 - در ترکیب با برخی واژه ها معنای خوش و دلنشین می دهد. مانند: شکر - خواب ، شکرخند، شکرلب .

(ش کَ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - عصارة ...

دانشنامه آزاد فارسی

شِکَر (sugar)کربوهیدراتی شیرین، بلوری و حل شدنی. منابع عمدۀ آن ساقۀ نیشکر و چغندرقند است. ساکاروز قندی دی ساکارید است و هر مولکول آن از دو واحد قند ساده (مونوساکارید)، یعنی گلوکُز و فروکتوز، تشکیل می شود. به آسانی هضم می شود و از منابع اصلی انرژی بدن است. شکر در آشپزی و صنایع غذایی به منزلۀ شیرین کننده، و در غلظت بالا به منزلۀ مادۀ نگه دارنده مصرف می شود. مصرف بیش از حد آن از علل پوسیدگی دندان و چ...

فرهنگ فارسی

شکر

سپاس، شکرگزاری، تشکر از احسان خداوند و غیره

ماده‌ی شیرین به صورت دانه‌های بلورین و ریز که از چغندر قند و یا نیشکر (و غیره) می‌گیرند

نام معشوقه اصفهانی خسرو پرویز که ذکر وی در خسرو و شیرین نظامی آمده .
( اسم ) ۱ - شکار . ۲ - ( اسم ) در ترکیبات به معنی شکار کننده و صید کننده و شکنده آید : دشمن شکر .
جمع شکیر

دانشنامه عمومی

فرمول شیمیایی C12-H22-O11شربت مالت جوشِکَر ماده ای است خوراکی و به صورت عام به تمامی مواد شیرین گفته می شود. شکر شامل گلوکز، فروکتوز، گالاکتوز است که در بسیاری از گیاهان، میوه ها و لبنیات وجود دارد.نزدیک به ۸۰٪ از شکر تولیدی در جهان از نیشکر و مابقی از چغندر قند به دست می آید.برزیل به تنهایی حدود نیمی از شکر دنیا را تولید می کند.نیشکر گیاه بومی جنوب شرق آسیا و جنوب آمریکا است. شکر در دوران باستان ...

گویش مازنی

شکر سپاس

۱نام گاو مایل به سرخ ۲به آدم شوخ و بی مزه و سبک سر گویند

/shaker/ نام گاو مایل به سرخ - به آدم شوخ و بی مزه و سبک سر گویند & شکر & شکر سپاس

جملات نمونه

بی شکر

sugarless

شکر نیشکر

cane sugar

شکر چغندرقند

beet sugar

شکر خام، شکر سرخ

brown sugar

خدایا شکر تو!

thank you, God!

شکر زدن

to sugar, to add sugar (to)

شکر سربsugar of lead, lead acetate...

فرهنگ اسم ها

اسم: شکر (دختر) (سانسکریت)
معنی: ماده بلوری شیرین و سفیدرنگ، زیبارو، نام معشوقه اصفهانی خسروپرویز پادشاه ساسانی در منظومه خسرو و شیرین

گویش اصفهانی

تکیه ای: šekar
طاری: šikar
طامه ای: šekar
طرقی: šikar
کشه ای: šikar
نطنزی: šekar

مترادف و متضاد

سپاس، شکر

امتنان، تشکر، حق‌شناسی، حمد، سپاس، شکرانه، منت

sugar (اسم)
شیرینی، شکر، قند، ماده قندی

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] شُکر، اصطلاحی قرآنی و اخلاقی به معنای سپاسگزاری و قدردانی زبانی و عملی از نعمت های خدا. عارفان مسلمان، شکر را به سه نوع زبانی، قلبی(علمی) و عملی تقسیم می کنند. شکر زبانی اعتراف گفتاری به نعمت، شکر قلبی دانستنِ نعمت از خدا، و شکر عملی اطاعت در رفتار و کردار از بخشنده نعمت (مُنعِم) بیان شده است.بنابر آیات قرآنی، شکر به نفع خود انسان است و شکر یا ناسپاسی، هیچ نفع یا ضرری برای خداوند ندارد...

فرهنگ فارسی ساره

سپاس، شکر


کلمات مرتبط

  • شکر افشاندن
  • شکر الود
  • شکر امرود
  • شکر امیخته
  • شکر امیز
  • شکر اویز
  • شکر اکند
  • شکر اگین
  • شکر باره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات