شونیز.(اِخ ) گورستانی است به بغداد. (از انساب سمعانی ).
شونیز. (اِ) شومیز. شومِز. زمین شیارکرده . (برهان ). شومیز. (جهانگیری ). رجوع به شومیزشود. || برزیگر و زراعت کننده . (برهان ).