شومیز. [ ش َ / شُو ] (ص ، اِ) زارع و زراعت کننده و برزیگر. (برهان ). برزگر. (رشیدی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ).
شومیز. (اِ) شومز. زمینی باشد که بجهت زراعت کردن مستعد و آماده کرده باشند. (برهان ). شمیز. زمینی بود که بجهت زراعت آراسته باشند. (فرهنگ جهانگیری ). شیار یعنی تخم ریزی و زمین شومیزه یعنی شیارکرده . شمیز....
فرهنگ عمید
شمیز#NAME?
۱. شیار؛ شخم. ۲. کشتکار؛ برزگر.
= شمیز ۱. شیار، شخم. ۲. کشت کار، برزگر.
فرهنگ معین
(اِ. ) زمین شیار کرده و آماده برای زراعت .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - زمین شیار کرده و آماده برای زراعت شمیز . ۲ - شیار .
دانشنامه عمومی
شومیز یا کتاب جلدکاغذی (انگلیسی: Paperback) عنوان جلدی از کتاب ها است که پوشش آن برگرفته از کاغذ ضخیم می باشد و معمولاً عطف آن به وسیلهٔ چسب نگهداری می شود. این موضوع نقطهٔ مقابل کتاب های مجلد گالینگور می باشد که گاهی در عطف آنها از پارچه استفاده می شود.قطع کتابرحلیگالینگورفولیو (قطع سلطانی یا تیموری)wiki: شومیز...