شلة. [ ش ِل ْ ل َ ](ع اِ) ج ِ شلیل . (منتهی الارب ). رجوع به شلیل شود.
شلة. [ ش ُل ْ ل َ ] (ع اِ) نیت . نیت سفر. || کار دور که می خواهی آن را. (منتهی الارب ) (آنندراج )(از المنجد) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
نوعی پارچۀ نخی نازک سرخرنگ.
۱. آش؛ شوربا.
۲. آش برنج.
قصاص.
〈 شله کردن: (مصدر متعدی) [قدیمی] قصاص کردن؛ کشتن قاتل به خونخواهی مقتول.
۱. جای خاکروبه و زباله؛ جایی که در آن آشغال و خاکروبه میریزند.
۲. فرج زن.
۳. لتهای که زنان در ایام حیض به کار میبرند.
(شَ لَ یا لِ) (اِ.) قصاص .
(شُ لِّ) (اِ.) آش برنج ، شوربا.
(شَ لَّ) (اِ.) جایی که در آن آشغال و خاکروبه ریزند.
(شُ لَ یا لِ) (اِ.) 1 - جای خاکروبه و زباله . 2 - فرج (زن )، شرم زن . 3 - لته ای که زنان در ایام حیض در شرم خود نهند.
نوعی خوراک برنج که از کته آبکیتر است
نوعی پارچه
۱پاتاوه ۲سرگین گوسفند
کارگری که هزینه خوراک وی به عهده کارفرما باشد