کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شحاح | کلماتور
معنی کلمه : شحاح
تلفظ بین المللی :
/ʃahˈɑh/
تلفظ :
[Sah'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
شحاحذه
شقاحه
شباح
شحا
شحام
شحان
شحشح
شحشحه
شراح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
شحاح .
[ ش ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ شحیح . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به شحیح شود.
شحاح. [ ش ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ شحیح. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به شحیح شود.شحاح. [ ش َ ] ( ع ص ) زفت. آزمند. ( منتهی الارب ). بخیل. حریص. ( اقرب الموارد ). آزمند. آزور.- ارض شحاح ؛ زمین که بی باران بسیار روان نگردد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).- ||...
کلمات مرتبط
شحاحذه
شقاحه
شباح
شحا
شحام
شحان
شحشح
شحشحه
شراح
نظرات