شبانگاه. [ ش َ ] ( اِ مرکب ، ق مرکب ) وقت و هنگام شب. ( از فرهنگ نظام ). درآمدن شب. ( برهان قاطع ). شب هنگام. ( آنندراج ). وقت شب. ( انجمن آرا ). هنگام شب. ( ناظم الاطباء ).وقت درآمدن شب. ( بهار عجم ) ( از رشیدی ) : دو صد منده سبوی آب کش به روزشبانگاه لهو کن به منده بر.بوشکور.بود هر شبانگاه تاریک تربه خورشید تابنده نزدیک تر.فردوسی.از بامداد تا به شبانگاه می خوری وز شامگاه تا به سحرگاه گل کنی.منوچه...
فرهنگ عمید
جایگاه گوسفندان در شب.
هنگام شب. جایگاه گوسفندان در شب.
فرهنگ معین
(شَ ) (اِمر. ) ۱ - هنگام شب . ۲ - جایگاه چهارپایان و گوسفندان در شب .
فرهنگ فارسی
هنگام شب، شب هنگام، شبانه هنگام نیزگفته اند جایگاه چارپایان و گوسفندان در شب .
دانشنامه عمومی
شبانگاه (رمان). شبانگاه رمانی علمی-تخیلی نوشتهٔ آیزاک آسیموف و رابرت سیلوربرگ است. این رمان به صورت فیلم تلویزیونی هم درآمده که البته اصلاً به داستان و هدف آن وفادار نبوده است.در سیارهٔ کالگاش حیات هوشمند انسانی برقرار است. سیاره ای که ساکنانش از نژاد بشر هستند ولی یک تفاوت عمده با زمین دارد: این سیاره دارای شش خورشید است که با حضور مداوم خود در آسمان این سیاره باعث شده اند تا همواره روز حاکم با...