کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شامگاه-زدن | کلماتور
معانی کلمه : شامگاه زدن
تلفظ بین المللی :
/ʃˈɑmɡˈɑh zˈadan/
تلفظ :
[S'Amg'Ah z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شامگاه
شامگاه بتان
سرخی بامداد یا شامگاه
سرود شامگاه
بامداد تا شامگاه
شامگاهی
شامگه
شرمگاه
استخوان شرمگاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شامگاه زدن. [ زَدَ ] ( مص مرکب ) نواختن نقاره یا طبل و نظایر آن بوقت شام. و این مرسوم و معمول نظام و سربازخانه هاست.
فرهنگ فارسی
نواختن نقاره یا طبل و نظایر آن بوقت شام . و این موسوم و معمول نظام و سربازخانه هاست .
کلمات مرتبط
شامگاه
شامگاه بتان
سرخی بامداد یا شامگاه
سرود شامگاه
بامداد تا شامگاه
شامگاهی
شامگه
شرمگاه
استخوان شرمگاه
نظرات